مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )

1

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )

عاقلان افسانه‌ها مىآورند * درج در افسانه‌شان بس سر و پند هزلها گويند در افسانه‌ها * گنج ميجو در همه ويرانه‌ها ( مثنوى مولوى ) بسم اللّه الرحمن الرحيم الحمد للّه الّذى جعل سير الماضين عبرة لمن اعتبر و تذكرة لمن اراد أن يتذّكر و الصّلوة و السّلام على محمّد خير البشر و آله شفعاء المحشر . 1 اما بعد ، پوشيده نماناد كه حكيمان را رسم و آيين چنين است كه گاهى برسم افسانه سخن گويند و گاهى از زبان دد و دام حديث كنند و مقصود از آن‌همه ، پند گفتن و حكمت آموختن است . ولى اين حيلت به كار برند كه عامهء طباع را بگفتهء ايشان رغبت افتد و براى افسانه بخوانند و به آسانى ياد گيرند . پس از آن در او تأمل كرده ، بذخاير نفيس حكمت و گنجهاى شايگان تجربت دست يابند . چنانچه قدوة الادبا و زبدة الحكما مؤلّف الف ليلة و ليله نيز بدين نمط سخن رانده و عجايبى چند از احوال پيشينيان و غرايبى چند بعنوان افسانه از زبان جانوران ياد كرده و اشعار نغز و لطايف نيكو ايراد نموده كه مطايباتش ندما را به كار آيد و اشعارش ادبا را بلاغت افزايد و بدين سبب ، خاص و عام به خواندن و شنودنش رغبتى تمام دارند . امّا چون فهم لغت عرب بارباب فضل و ادب اختصاص داشت و تا زمان دولت و عهد سلطنت محمّد شاه غازى كسى بترجمهء فارسى اين كتاب بلاغت نصاب نپرداخته بود ، كه همه كس بهره ياب توانند شد ، بنابرين برادر بلند اختر پادشاه ، بهمن ميرزا ، 2 بهين فرزند ولى عهد مغفور عبّاس